خورشید سر بریده ی دشت بلا ، حسین

ماه منیر غمزه دی کربلا ، حسین

سبط رسول و زاده ی زهرا، شکوه عشق

مظلوم کربلا  ، جگر مرتضی ، حسین

سروبلندقامت آزادگی شرف

فخر رسالت همه ی انبیاحسین

بر ریگ های تب زده ی دشت کربلا

آماج تیرو کشته ی تیغ جفا حسین

سردادوخم نگشت سرش زیر یوغ کفر

اسطوره ی شهامت و عشق و وفا حسین

از هم شکافت کوه و زمین نعره برکشید

وقتی سرش ز قالب تن شد جدا حسین

وقتی به نیزه شد سر او آسمان گریست

قلب تپنده ی همه ی ابرها حسین

بی سر گشود بال و زافلاک هم گذشت

زد تکیه بر اریکه ی عشق خدا حسین

یک مشت خون گرفت زحلقوم اصغرش

پاشید بر تمامی سطح فضا حسین

زیر سفیر بارش تیر یزیدیان

هرگز نشد نماز خلوصش قضا ، حسین

لب تشنه بودلیک زجوبار خون خویش

جاری نمودچشمه ی نور بقا حسین

یک سو فکند رخت تعلّق سپس نمود

در خون پاک خویش چه زیبا،شنا حسین

دم در کشم و لب نگشاییم بیش از این

ما خاکیان پست کجا و کجا حسین

گر پیرو ولایت اوییم این بس است

از صدق دل همیشه بگوییم (( یا حسین ))

 

محسن یاری